خرید بک لینک
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان فیلم سینمایی"دختر" به کارگردانی رضا میرکریمی یکی از آثاری بود که در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر به نمایش در آمد که در ادامه نقدی بر این فیلم به قلم امیر پوریا که در مجله فیلم منتشر شده را می خوانید:

به طور جدی باور دارم دست به کار شدن برای ساخت فیلمی مانند دختر که به راحتی می توانست قسمتی 45 دقیقه ای و نصیحت گر از یک سریال مثلا مناسب پخش در برنامه کودک ونوجوان تلویزیون باشد قاعدتا باید برای خود میر کریمی بیش از همه ما بی انگیزگی و بی علاقه گی ایجاد می کرد ساخته قبلی او "امروز " به جای یک فیلم احیانا مینی مالیستی شبیه ماده خام یک فیلم بود و قهرمانش به جای سکوت هدفمند و اثر گذار به آدمی شباهت داشت که از ناتوانی تکلم یا بر اثر کم هوشی حرف نمی زند این سرجایش اما حتی میرکریمی بعد از امروز نیز همچنان میرکریمی است رفتن او به سراغ فیلمنامه ای با گره افکنی و گره گشایی دم دستی دختر باور نکردنی است به نظر می آید تعصبات هر چند ساده دلانه یک مرد/ پدر/ برادر به اسم احمد عزیزی (فرهاد اصلانی) به عنوان عامل محدودیت دخترش ستاره (ماهور الوند) که بی شک هیچ گونه تازگی ندارد اما عجیب تر اینکه میرکریمی همین را به منزله گره اصلی فیلمنامه و فیلم نگه می داردو بروز همین تعصب ها در زمان جوانی خواهرش فرزانه (مریلا زارعی) را جایی در ربع پایانی فیلم رو می کند واقعا چه طور ممکن است کسی با ظریف کاری میرکریمی فیلمهای قدیمی تر از چنین ساختاری بهره بگیرد ولی واقعیت مثلا نهان مانده ای که از گذشته آدمهای پیش روی مان می گذرد تا این اندازه مکرر باشد؟

اگر درک عنصر پیش داستان و نوع پرداخت آن در فیلمنامه نویسی این سینما اندکی درست تر بود آن بحث وجدالی که عمه و پدر در آشپزخانه دارند باید بارها و سالها پیش میانشان رخ داده باشد آوردن آن در مرحله جمع بندی درام فیلم دختر هم تحمیلی و به قصد درس و پند دادن به دختر و البته ما تماشاگران مفلوک و طرف نصیحت فیلم است، هم برای تحول نهایی پدر کم جان و کم رمق یعنی آدمی با آن ذهنیت و احساس و رفتارها نمی تواند با شنیدن این عقده گشایی خواهرش که بعد از عمری سرباز کرده از اعتقادات متعصبانه خود روی گردان شود همچنین زنگی از تحول دختر که اقرار عمه در مورد محل انتخاب رشته اش را گوشزد می کند با آن مثلا نقطه عطف به دست آمدنی نیست این میان هم داستانهای فرعی مانند پول قرض دادن به شوهر خواهر (قربان نجفی) و هم آن عملیات محیر العقول چند باره دوربین بر فراز بویلرها و تجهیزات پالایشگاه به شکل بهت آوری بی ربط به خط سیر درام هستند افسون بر این وقتی آن رفتار دکوپاژی را می بینیم و موسیقی روی این تصویر بیهوده مرموز می شود انتظار گره گشایی پیچیده تری در ما شکل می گیرد که دست کم به حرفه حساس احمد دخلی داشته باشد اما نه تنها چنین اتفاقی در راه نیست بلکه تکرار برشی از کافه نشینی تین ای جرهای آغاز فیلم در سکانس پایانی آن تیر خلاص اصلی را به قلبمان شلیک می کند قلبی که زمانی برای فرجام فیلم های میرکریمی قبل تپیده بود غم انگیز است که فیلمساز و فیلمنامه نویسش گمان می کنند این جمله های سریع در باب اینکه هر کس از ایران یا از دل خانواده برود در واقع می خواهد فرار کند از زبان تین ای جرها روی همتایانشان در جایگاه مخاطب فیلم تاثیری خواهد داشت و غم انگیزتر می تواند این باشد که گمان کنند این بی اثری نتیجه بی رگی و بی توجهی این نسل است نه ضعف فیلم و پرداخت آن به همین دلایل است که عرض می کنم اگر دختر را جوان تازه کار یا گمنامی ساخته بود حتی یکی از این موارد متعدد کاندیداتوری را نصیب آن و این ستایش های معنا تراشانه که در نقدها می بینیم نثار آن نمی کردند اینها به خاطر گل روی میرکریمی است و البته بیش از همه به زیان خود او.

انتهای پیام/

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 اسفند 1394 ساعت: 6:10

صفحه بندی